(Precedence Diagram Methode) PDM


معرفي شبكه
(Precedence Diagram Methode) PDM
و امكانات آن

در مقايسه با روش CPM در طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه

 

 

اشكال اساسي كه در شبكه هاي (Critical Path Method) CPM وجود دارد، در هنگام اجراي فعاليتهاي پروژه‎ها است. بدين معني كه در روش CPM، هر فعاليت وقتي مي تواند شروع شود كه تمام فعاليتهاي قبل از آن خاتمه يافته باشند، حال اگر درصدي از زمان انجام بعضي از فعاليتهاي قبلي در يك شبكه CPM انجام نشده باشد،
نمي توانيم فعاليت يا فعاليتهاي بعد از آنها را شروع كنيم.

براي مثال در شكل فوق، فعاليت A وقتي مي تواند شروع شود كه اجراي فعاليتهاي B و C و D در آن كاملاً به اتمام رسيده باشند.

همانگونه كه درشكل فوق مشاهده ميشود، در زمان اجراي پروژه، كه شبكه فعاليتهاي آن به روش CPM طراحي شده باشند، با مشكلات عديده اي مواجه خواهيم شد.

لذا درذيل به ذكر بعضي از موارد مهم از اشكالات موجود در روش CPM مي پردازيم و درمقابل، امكانات و مزايايي كه در روش PDM در مقايسه با روش CPM وجود دارد را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

 

  • مشكل فوق الذكر بيشتر در زمان Updating و اجراي شبكه هاي CPM پروژه مي تواند رخ بدهد. بدين معني كه ميبايستي براي رفع چنين مشكلي ساختار طراحي شبكه CPM پروژه را براساس واقعيتهاي رخ داده تغيير دهيم، وچون اين‎ روند عملكردفعاليتها در زمان اجراو سپس در زمان Updating شبكه CPM پروژه، برروي تعداد قابل توجهي از فعاليتهاي در حال انجام رخ مي دهند، لذا درهرمرحله از Updating شبكه CPM پروژه، ضرورت پيدا مي كند كه شبكه CPM پروژه، براي فعاليتهاي ناتمام و فعاليتهاي شروع شده بعد از آنها، و همچنين فعاليتهاي شروع نشده، مورد بازنگري (Revise) اساسي قرار گيرد و در اكثر اوقات، حجم اين بازنگري برروي شبكه CPM پروژه به اندازه‎اي زياد است كه لازم مي آيد گروه طراحي، شبكه CPM پروژه را براساس رخدادهاي به وقوع پيوسته مجدداً طراحي كنند. براي رفع چنين مشكل اساسي در شبكه هاي CPM پروژه ها، Revision جديد از روش CPM، بنام
    (Precedence Diagram Methode) PDM در اوايل دهه 1970 تدوين گرديد، لذا اين روش جايگزين روش قبلي گرديد.

 

  • البته در روش CPM مشكلات ديگري علاوه بر مشكل اساسي فوق الذكر نيز وجود داشت، كه از جمله آنها در زمان طراحي شبكه فعاليتها بود، كه گروه طراحي نمي توانست با دست باز، نسبت به آن امكاناتي كه در طراحي شبكه ها به روش PDM وجود دارد و ذيلاً به اختصار توضيح داده ميشوند، عمليات طراحي شبكه فعاليتهاي پروژه را به روش CPM انجام دهد.

 

  • همچنين درزمان طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه به روش PDM، رخداد فعاليتهاي پروژه وكنار هم قرارگرفتن آنها، خيلي به واقعيت نزديك‎تر است، نسبت به طراحي در روش CPM. و اين نكته بسيار مهمي در سيستم برنامه ريزي و كنترل پروژه ها مي باشد، چه در زمان طراحي شبكه فعاليتها و چه در زمان Updating فعاليتهاي شبكه كه فوقاً به آن اشاره گرديد.

 

  • نكته قابل توجه ديگر اينكه، در طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه به روش PDM، از Relationهاي كمتري بين فعاليتهاي پروژه، نسبت به روش CPM ، استفاده مي شود. و اين امكان مهم در طراحي شبكه‎هاي با فعاليتهاي حجيم از اهميت بسيار بالائي برخوردار است، كه گروههاي طراحي شبكه به روش CPM در چنين مواقعي با زحمات و گرفتاريهاي فراوان، چه در زمان طراحي اوليه و چه در زمان Updatign (آنهم باتوجه به توضيحاتي كه فوقاً در رابطه با مشكلات Updating در روش CPM داده‎شد) مواجه بودند، كه خوشبختانه با ايجاد روش نوين PDM بجاي روش CPM، اين مشكل تا حدود زيادي مرتفع گرديد.

    ضمناً بايد توجه داشت كه در شبكه هاي PDM هيچگونه فعاليت Dummy بين فعاليتها تعريف نمي شود و اين يكي از مزاياي مهم در اين روش از طراحي شبكه هست، در حاليكه در شبكه هاي CPM، عموماً از فعاليتهاي Dummy برحسب ضرورت، براي برقراري ارتباط منطقي بين بعضي از فعاليتها استفاده مي‎گردد.

 

  • يكي ديگر از مزاياي روش PDM، نسبت به روش CPM، وجود امكانات گسترده در Modulating در زمان طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه مي باشد، هرچند كه اين امكان، بصورت ضعيف تر و محدودتر در روش CPM وجود دارد.
  • منظور از Modular نمودن يك شبكه، در واقع كلاس بندي نمودن (Classification) فعاليتهاي شبكه يك پروژه است. يكنوع از اين كلاس بنديها كه بيشتر مورد استفاده در سيستمهاي كنترل پروژه قرار ميگيرد، روش درختي (Tree) ميباشد، و نوع ديگر آن كه كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد، روش ماتريسي (Matrix) ميباشد. هدف از اين نوع طبقه بندي ها در شبكه فعاليتهاي يك پروژه، در واقع سازماندهي (Organization) شبكه آن پروژه است. كه از جمله اين نوع سازماندهي ها ميتوان به روشهاي : WBS ، OBS ، RBS ، CBS، اشاره نمود.

     

  • بايد توجه داشت كه ما از خصوصيت Modular نمودن شبكه فعاليتهاي يك پروژه، بيشترين استفاده را در زمان سازماندهي (Organization) شبكه فعاليتهاي پروژه، چه به روش WBS و چه به روشهاي ديگر، بخصوص (Organization Breakdown Structure) OBS يا همان (Responsibility Breakdown Structure) RBS و نيز(Cost Breakdown Structure) CBS ، و همچنين (Resource Breakdown Structure) RBS مي‎نمائيم.

 

  • بديهي است كه با وجود سازماندهي نمودن شبكه فعاليتهاي يك پروژه، امكانات فراواني در تهيه گزارشهاي مديريتي و كارشناسي براساس نياز مديريت ارشد پروژه را خواهيم داشت. و اين امكانات در روش PDM بطور وسيع و فراوان در دسترس گروه طراح شبكه فعاليتها وجود دارد، در حاليكه در سابق بر اين، چنين امكانات گسترده اي در روش CPM وجود نداشت، و از اين جهت گروه كنترل پروژه، ناتوان از پاسخگوئي به در خواستهاي متنوع در تهيه گزارشات كنترل پروژه، براي مديريت ارشد پروژه بود.

 

  • در رابطه با روش PDM ممكن است اين تصور پيش بيايد كه روش محاسبات رياضي رفت و برگشت (Forward and Backwad Path) روش شبكه PDM ، بمنظورتعيين زودترين و ديرترين تاريخ هاي شروع و خاتمه هر يك از فعاليتهاي پروژه، و تاريخ پايان پروژه و نيز تعيين مسير يا مسيرهاي بحراني، به چه صورت است؟ كه در اين رابطه بايد گفت كه روش محاسبات رياضي رفت و برگشت روي شبكه هاي PDM ، عيناً مانند روش CPM مي باشد، منتها با اندكي محاسبات و فرمولهاي اضافه تر، كه نسبت به فرمولهاي روش CPM نيز كمي پيچيده تر مي باشند، كه آنهم در رابطه با وجود Relationهاي زمانبر (Lags) براي چهار حالت مختلف بين فعاليتهاي پروژه مي باشند، كه اين Relationها ، هم مي توانند زمانهاي مثبت داشته باشند و هم مي توانند زمانهاي منفي را قبول كنند. بعبارتي خلاصه تر مي توان گفت كه اين Lagها در اينجا مي توانند هم اعداد مثبت و هم اعداد منفي و در بعضي از سيستمهاي كامپيوتري كنترل پروژه، اين Lagها مي توانند بصورت رقمهاي درصدي تعريف شوند.
  • و نكته آخر اينكه از اواخر دهه 1980 و اوايل دهه 1990تاكنون، طراحان نرم افزارهاي كامپيوتري كنترل پروژه (چه روي Platformهاي PC و چه روي Platformهاي Main Frame )، اكثر قريب به اتفاق آنها، روش PDM را در طراحي شبكه فعاليتهاي پروژه ها، در تدوين Package هاي كنترل پروژه بكار برده اند. ودليل اين امر هم با توجه به توضيحات مختصري كه در فوق آمد، واضح مي باشد.

 

حال در ذيل، به توضيحات مختصري در رابطه با معرفي روش PDM مي پردازيم. بدين معني كه رابطه بين دو فعاليت در اين روش به چه صورتهائي مي تواند باشد. البته توضيحات ذيل را بايد در مقايسه با روش CPM ، كه در آن رابطه بين دو فعاليت (همانطوريكه در قبل از اين گفتيم) فقط يك حالتFinish to Start ، آنهم فقط با تأخير (Lag) صفر را شامل مي شود، در نظر گرفته شوند.

 

در روش PDM همانگونه كه قبل از اين توضيح داديم، مي توانيم شبكه را با كمترين Relation، بگونه اي طراحي كنيم، كه اگر فعاليتهاي B و C و D (كه در شكل قبلي آمده بود) بطور كامل انجام يافته باشند، مي‎توانيم فعاليت A را شروع كنيم، و اين ورد در زمان اجراي پروژه بسيار اتفاق مي افتند.

 

 

در شكل فوق، فعاليت B مي تواند 5 روز بعد از اتمام فعاليت A شروع شود.

 

 

در شكل فوق، فعاليت B را زماني شروع مي كنيم كه 7 روز از شروع فعاليت A گذشته باشد ( درحاليكه فعاليت A هنوز خاتمه نيافته است)

در شكل فوق، فعاليت B وقتي خاتمه مي يابد كه 4 روز از زمان شروع فعاليت A گذشته باشد، در حاليكه فعاليت A هنوز خاتمه نيافته است.

در شكل فوق، فعاليت B وقتي خاتمه مي يابد كه 8 روز از زمان خاتمه فعاليت A گذشته باشد.

همانطوريكه ملاحظه مي شود چهار حالت فوق الذكر را در طراحي شبكه هاي PDM مي توانيم مورد استفاده قرار دهيم، در حاليكه در شبكه ها يCPM فقط يك حالت Finish-To-Start آنهم با Lag = 0 كه بين دو فعاليت وجود دارد را مي توانيم در طراحي بكار بريم. و براي همين منظور است كه مي گوئيم در طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه به روش PDM ، با توجه به واقعيتهاي اجرائي كه در عمل وجود دارند، گروه طراحي شبكه از امكانات و قدرت مانورگسترده اي ، نسبت به روش CPM ، برخوردار هست.

همچنين در روابط بين دو فعاليت، يك حالت Compositional نيز در شبكه PDM وجود دارد، كه به صورت ذيل مي باشد :

در شكل فوق، فعاليت B را 2 روز بعد از زمان شروع فعاليت A مي توانيم شروع كنيم، در حاليكه همين فعاليت B را 5 روز بعد از زمان خاتمه فعاليت A ، مي توانيم خاتمه دهيم.

بايد توجه داشت كه در طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه PDM ، ممكن است از تمام يا بعضي و يا تركيبي
از پنج نوع
Relation فوق الذكر، كه بين دو فعاليت مي تواند وجود داشته باشد، استفاده نمائيم.

 

حال با توجه به توضيحات بسيار ساده و مختصر فوق، در مورد امكانات موجود در طراحي شبكه پروژه ها به روش PDM ، در مي يابيم كه در زمان اجراي يك پروژه، از ميزان قدرت مانور بالائي در برنامه ريزي پروژه (برحسب تغييرات مكرري كه در اكثر پروژه ها عموماً در زمان اجرا بوجود مي آيد) برخورداريم.

در حاليكه اين قدرت مانور، در برنامه ريزي پروژه به روش CPM، يا اصلاً وجود ندارد و يا اگر هم وجود دارد به سختي امكان پذير است.

اين قدرت مانور، هم زمان طراحي Plan اوليه پروژه، و هم در زمان Updating هاي مكرر پروژه، كه شبكه آن قبلاً به روش PDM طراحي شده باشد، بخوبي و آشكارا وجود دارد.

آنچه بديهي مي نمايد اينست كه برتري امكانات فوق‎الذكر، در طراحي شبكه فعاليتهاي يك پروژه به روش PDM ، در مقايسه با روش CPM ، براي آنهائيكه در عمل از سيستم برنامه ريزي و كنترل پروژه (چه به روش محاسبات دستي و چه با استفاده از Package هاي كامپيوتري براي انجام محاسبات) استفاده مي كنند، بسيار قابل توجه و ملموس است.

 

در اين رابطه چند نمونه از شبكه هاي PDM طراحي شده كه در صفحات بعدي آمده اند، شايد بتواند درك بهتري از مفاهيم و امكانات موجود در طراحي شبكه ها به روش PDM ، در مقايسه با روش CPMرا براي خواننده محترم فراهم بياورد.

 

 

نویسنده :

    احمد توكلي راد

    مشمول قوانین احسیر سافت می باشد

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: