خانه > آثار صادق هدایت, ادبی, شعر و داستان > س.گ.ل.ل صادق هدايت س.گ.ل.ل صادق هدايت

س.گ.ل.ل صادق هدايت س.گ.ل.ل صادق هدايت


س.گ.ل.ل
صادق هدايت
Http://Ehsir.co.cc

انتشارنسخه الكترونيك: احسیر سافت

«. خوشبخت كسانيكه عقلشان پاره سنگ ميبرد ، چون ملكوت آسمان مال آنهاست »
3- انجيل ماتئوس 5
« آسمان كه معلوم نيست ، ولي روي زمينش حتما مال آنهاست »
دو هزار س ال بعد اخلاق ، عادات ، احساسات و همة وضع زندگي بشر به كلي تغيير كرده بود . آنچه را عقايد و
مذاهب مختلف در دو هزار سال پيش به مردم وعده مي داد ، علوم به صورت عملي در آورده بود . احتياج
تشنگي، گرسنگي ، عشق ورزي و احتياجات ديگر زندگي برطرف شده بود ، پيري ، ناخ وشي و زشتي محكوم
انسان شده بود . زندگي خانوادگي متروك و همة مردم در ساختمانهاي بزرگ چندين مرتبه مثل كندوي زنبور
عسل زندگي مي كردند . ولي تنها يك درد مانده بود، يك درد بي دوا و آن خستگي و زدگي از زندگي بي مقصد و
بي معني بود .
سوسن علاوه بر كسالت زندگي كه ن اخوشي عمومي و مسري بود يك ناخوشي ديگر هم داشت و آن تمايل او به
معنويات بود كه خودش نمي دانست چيست ولي آن را دنبال مي كرد . تم ام روز را در طبقة بيست و دو
آسمانخراش در كارگاه خود زحمت مي كشيد و افكارش را در مواد سخت به صورت مجسمه در مي آورد .
را دور از دوستان و آشنايان انتخاب كرده بود تا با فراغت خاطر مشغول به كار « كانار » سوسن مخصوصًا شه ر
بشود ، چون او با افكار خودش زندگي مي كرد . يك زندگي عجيب و منحصر به خود او بود كه هر گونه كيف و
تفريح را از خودش رانده و با جديت مخصوصي به كار اشتغال داشت .
يك روز نزديك غر وب بود كه سوسن از مجسمه تازه اي كه مشغول به ساختن بود دست كشيد ، وارد اطاق
خودش شد . جدار نازكي كه دسته فلزي داشت ، پس زد ، پنجرة اطاق عقب رفت . قيافه او بي روح ، بي Studio
احساسات ، يك صورت جدي ، خوشگل و بي حركت بود و چنان به نظر مي آمد كه با موم درست شد ه بود . از
آن بالا دورنماي شهر ، خفه ، مرموز ، ساختمانهاي بزرگ ، فراخ و بلند و به شكل هاي گوناگون چهارگوشه ،
گرد، ضلع دار كه از شيشه هاي كدر راست و صاف درست شده بود و متفرق مثل ق ارچهاي سمي و ناخوشي
كه از زمين روئيده باشد پيدا بود و زير روشنائي نورافكن هاي مخفي و غيرمرئي غم انگيز و سخت به نظر ميآمد،
بدون اينكه ظاهرًا چراغي ديده بشود همة شهر روشن بود . جاده متحرك و روشني كه روشنائي خود را از نور
آفتاب كسب مي كرد و به چندين قسمت شده بود قوسي مانند از كمر كش آسمان خراش بزرگي كه روبروي
پنجره سوسن بود بالا مي ر فت ، بعد دور مي زد و از طرف ديگر پائين مي رفت ، در آن اتو راديو الكتريك ها
به شكلهاي گوناگون در حركت بودند كه قوه خودشان را از مراكز راديو الكتريك Auto Radio – electrique
مي گرفتند و اين مراكز به وسيله قوه خورشيد كار مي كردند و علامت شهرهايي كه اتوراديو ها از آنجا مي آمدند
جلو آنها مي درخشيد . از دو روي كرانه آسمان رنگهاي بي تناسب تيره به هم مخلوط شده بود . مثل اينكه نقاشي
ته رنگهاي روي تخته شستي خودش را به هم مخلوط كرده و با بي اعتنايي آن را روي آسمان كشيده بود .
مردم كوچك ، ساكت و آرام در جاده هاي مخصوص به خودشان مانند مورچه بدون اراده در هم وول مي زدند
شما در تارنمای احسیرسافت عضو نیستید لذا نمی توانید ادامه ی تاپیک را بخوانید

احسیر سافت

س.گ.ل.ل صادق هدايت س.گ.ل.ل صادق هدايت س.گ.ل.ل صادق هدايت س.گ.ل.ل صادق هدايت

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: