خانه > فناوری اطلاعات, هک و امنیت شبکه, آموزش > ارتش هکرها در ايران براي جهاد مجازي

ارتش هکرها در ايران براي جهاد مجازي


 

ارتش هکرها در ايران براي جهاد مجازي

ما در 10سال گذشته به طور مشخص با گسترده شدن اينترنت ، وب و ديگر رسانه هاي الکترونيکي مانند تلفن همراه و ماهواره شاهد نوع ديگري از برخوردها، تقابل ها و جنگها در اين فضا هستيم که به نوعي جنگ مجازي در فضاي سايبر است.

پيشبرد اهداف اسلام و مقابله با افرادي که بر ضد آرمان و تعاليم اسلامي فعاليت مي کنند ، نيازمند جهاد در فضاي مجازي است.

همانند محيط فيزيکي ، در فضاي مجازي هم گروههاي مخرب و ويرانگري حضور دارند که با فعاليت هاي خودشان در جهت تخريب آرمان هاي اسلامي حرکت مي کنند. در اين فضا گروههاي اسلامي با ابزارها و تکنولوژي هاي مختلف به مقابله با آنها مي پردازند و به نوعي در اين فضا، شاهد نوعي از جنگ مجازي هستيم که طرف اسلامي آن را مي توان «جهادگران مجازي» نامگذاري کرد.

 مرز بين جهاد مجازي ، با مفاهيم ديگري مثل تروريسم مجازي ، تخريب گري يا روشهاي هک کردن ، جاسوسي و ديگر فعاليت هاي خرابکارانه در اينترنت کاملا متفاوت است.

چرا که جهاد مجازي يک ديدگاه ايدئولوژيک و آرمانگرايانه و نگاه مثبت و انساني به پديده ها دارد و به هيچ وجه قصد سوء استفاده مالي ، اقتصادي يا فعاليت هاي نژاد پرستانه يا فعاليت هايي که خدمات عمومي را مختل مي کند، ندارد.مشخص ترين وجه جامعه مجازي و ماده خام فضاي سايبر اطلاعات است.

اين اطلاعات اگر با گرايش هاي ديني و انساني جهت داشته باشد و در مقابل با هدف سالم سازي اين فضا انجام شود، مي توان آن را جهاد مجازي تلقي کرد. هر حرکتي در مقابل فعاليت هاي ضد ملي و ديني صورت بگيرد، مي تواند يک جنبش مجازي باشد. البته اين حرکت از جنسي متفاوت است اين تقابل ، حرکت يا جهاد از جنس اطلاعات است ولي در عين حال داراي حريم ، مرزها و اصول اخلاقي و انساني است.

اگر طرف مقابل ما از روش ضد انساني و اخلاقي براي ترور يک شخصيت يا تيپ فکري استفاده مي کند، ما نبايد از آن ابزار استفاده کنيم.

بينش ديجيتالي و توليد محتوا

ما مي توانيم با انتشار اطلاعات صحيح و با توليد محتواي سالم و بهره گيري از روشهاي توليد اطلاعات ، به نحوي آگاهانه و موثر اطلاعات آن حرکت را خنثي کنيم درغيراين صورت ما هم از جنس همان ها هستيم.

فضاي سايبر، فضاي انتشار اطلاعات است و فضاي بازي هم هست ، ما اگر ضعف داريم ناشي از نبود بينش ديجيتالي و توليد محتوا در اين محيط است.

اگر انديشه هاي اسلامي را بتوانيم به صورت صحيح تبيين و در سطح وسيعي منتشر کنيم ، حرکت مقابل آن خنثي خواهد شد.حرکت سازمان هاي متولي در اين زمينه با اهميت است و ما بايد بپرسيم سازمان هاي متولي چه کساني هستند که در جهت ترويج اين معارف حرکت مي کنند و تا چه حد مي توانند اين معارف را با شيوه ديجيتالي توليد کنند و در معرض جهانيان قرار دهند. محتواهاي ما متناسب با داشته هاي ما در فضاي واقعي نيست بنابراين در محيط مجازي اين مفهوم بازتوليد و باز انتشار نشده و حضور ما تقريبا نزديک به صفر است. وقتي ما خلا داريم ، ديگران به ما حمله مي کنند. حجم کل وب فارسي در اينترنت يک هزارم وب است.

محتواهاي چاپي ما بايد با فناوري ها و با زبان هاي مختلف منتشر شود.

هکرهاي وبلاگ ها

درباره هکرهايي که به نام جهاد دست به حذف وبلاگ هاي اشخاص مي زنند، بايد گفت در انگيزه انساني و اسلامي اين گروهها و افراد شکي نيست ، اما اين روش در فضاي مجازي پاسخگو نيست ، به ويژه در کشوري که حکومت آن اسلامي است.

اگر پنتاگون ، ارتش هکرها را تشکيل مي دهد و قبل از جنگ عراق سايت هاي ضد جنگ را هک مي کند، در چارچوب دولت اين کار را انجام مي دهد. اگر توانمندي وجود دارد، اين توانمندي بايد به صورت علمي ، عملي و حرفه اي در خدمت دولت اسلامي قرار گيرد. ما هم اگر منافع ملي خود را در خطر مي بينيم ، بايد بخشهاي مختلفي از جامعه را در خدمت سيستم دولتي قرار دهيم.

بايد يک ارتش هکري داشته باشيم ، يعني بخش اطلاعات کشور به طور رسمي و علني هکر داشته باشد. اين ارتش بايد در خدمت منافع ملي باشد و قانونمند و آشکار کار خود را انجام دهد، ضمن آن که بايد با هدف و سياست مشخص عمل کند و بر آن نظارت شود. در دنيا نهادهاي نظامي امنيتي وجود دارند که کار هک را انجام مي دهند.

اگر اين کار در چارچوب دولت شکل بگيرد، شايد گروههاي غير متخصص هم به طور خودکار از بين بروند. اين نوع هک کردن ها، با منافع مالي و سوءاستفاده کاملا متفاوت است. آمريکا درباره جنگهاي سايبرنتيک ، استراتژي خود را اعلام کرد و گفت : ما علاوه بر شاخه هاي جنگ اطلاعاتي و نظامي ، شاخه جنگ سايبري داريم و براي آن برنامه ريزي کرده ايم. تا زماني که هيچ متولي وجود نداشته باشد، برخي گروهها هم جولان مي دهند در حالي که اگر ديد کلان نگر و ملي وجود داشته باشد، اين مشکل به وجود نمي آيد.

بلاگرهاي ايراني 

بلاگرها تنها مزيت نسبي ما در فضاي مجازي هستند و با توجه به اين که عمر وبلاگ ها در ايران 5سال است ، بيشترين حجم توليد محتوا را بلاگرها بر دوش کشيده اند. ما بايد انتشار اطلاعات داشته باشيم ، اما سيستم دولتي ما به دليل سنتي بودن خود نمي تواند اين کار را انجام دهد. براي حمايت از بلاگرها بايد چارچوب حقوقي با ديد حمايتي از حقوق مولفان توليدکنندگان محتوا در فضاي وبلاگي تدوين شود.اولين اقدام از سوي دولت بسترسازي و حمايت از زمينه هاي فني سرويس وبلاگ است.

سرويس بلاگ هاي ما هيچ پشتيباني مالي و فني ندارند، مخابرات مي تواند يارانه پهناي باند و سرورهاي قدرتمند به سرويس بلاگ ها ارائه کند، وبلاگ نويسان قدرتمند ما به دليل سرقت و نداشتن قانون کپي رايت مطالبشان يا نمي نويسند يا به سرويس بلاگ هاي ديگر کوچ مي کنند. ما بايد از مزيت نسبي که داريم ، با تدابير و قوانين حمايتي پشتيباني کنيم و آن را فرصت بدانيم.

اگر با تهديد نگاه کنيم ، مرتب دنبال خلافکار مي گرديم. نگاه پليسي به وبلاگ ها نداشته باشيم و از اين توان استفاده کنيم. ما هنوز نتوانسته ايم فضاي مجازي را درست درک کنيم و روش مقابله با آسيب هاي آن را بشناسيم. بايد فرآيندهاي شناخت شناسي و آسيب شناسي داشته باشيم تا بتوانيم توانمندي کشورمان را در همه عرصه ها حفظ کنيم.

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: